كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )
40
زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )
وجود اين ، پريدوكس همان اوهام غيرمنطقى گذشته را چنين تكرار مىكند : قسمت اول زندگى او ( محمد ) در بىخبرى ، شهوتپرستى و خشونتى سپرى شد كه زائيده نوع تفكر قبيلهاى حاكم بر عربستان بود ، تفكرى كه دزدى و قتل و غارت و تجاوزات ناموسى را بخشى از فرهنگ روزانه خود مىديد . تمنيات نفسانى عمده او ، شهرتطلبى و شهوت بود . تشكيل امپراطورى عربى ، از يك طرف ، و ايجاد همسرگزينى از زنان متعدد ، از طرف ديگر ، بهترين شاهد بر اين مدعى است . البته رسيدن به اين اهداف جز در سايه دين براى او ميسر نمىشد ؛ به همين جهت كمتر سورهاى در قرآن مىتوان يافت كه در آن در مورد جنگ و خونريزى و لذت بردن از زنان بحثى در اين دنيا و دنياى آخرت نشده باشد . 24 بههرحال ، در قرن هيجدهم مردم اروپا در پى درك منطقىترى از اسلام برآمدند ، به طورى كه سيمون اوكلى « 1 » در سال 1708 كتاب تاريخ ساراكنها « 2 » را منتشر ساخت ، كه باعث دلسردى بسيارى از خوانندگان آن گرديد ، زيرا او در اين كتاب ، اسلام را به عنوان دين شمشير معرفى ننموده و سعى نموده بود تا جهاد را از ديدگاه اسلامى آن در قرن هفتم ميلادى بررسى نمايد . در 1734 ، جرج سيل « 3 » ترجمه انگليسى قرآن را ، كه هنوز هم به عنوان دقيقترين ترجمه مورد استفاده قرار مىگيرد ، اگرچه از لحاظ محتوى به اوهام و اراجيف بىمعنى شباهت بيشترى دارد ، منتشر ساخت . در 1751 ، فرانسيس ولتر « 4 » كتاب دربارهء آداب و روحيات ملّتها « 5 » را منتشر ساخت ، و محمد ( ص ) را متفكر سياسى بزرگ و بنيانگذار يك دين عقلائى معرفى نمود ؛ گفت كه منشور حكومتى مسلمانان همواره انعطافپذيرتر از سنّتهاى مسيحيان بوده است . شرقشناس هلندى ژان ژاكوب ريسك « 6 » ، ( وفات 1774 ) ، كه محققى بىهمتا در علوم و زبان عربى بود ، در زندگى محمد ( ص ) پيدايش اسلام درجات عميق و والائى از الوهيت و وحى الهى را يافته بود ، ولى آنچنان از سوى دوستان و ياران خود مورد سرزنش قرار گرفت كه از ادامه راه منصرف شد . در قرن هيجدهم به تدريج محمد ( ص ) به عنوان يك حكيم و انديشمند منطقى روشنگرى در ميان اروپائيان
--> ( 1 ) - Simon Ockley ( 2 ) - History of Saracens ( 3 ) - George Sale ( 4 ) - Francois Voltaire ( 5 ) - Les Moeurs et l'esprit des nations ( 6 ) - Johann Jakob Reiske